بیوگرافی ماکان بند

بیوگرافی ماکان بند (امیر مقاره و رهام هادیان) + تصاویر

بیوگرافی ماکان بند

این روزها شاهد ظهور گروه های موسیقی مختلف هستیم. ماکان بند یکی از این گروه ها می باشد که توانسته در مدت کوتاهی با انتشار آهنگهایی مخاطبین و هواداران زیادی را به دست بیاورد.
اعضای گروه
امیر مقاره و رهام هادیان خوانندگان این گروه می باشند و یاشار خسروی مدیر هنری گروه می باشد که به واسطه حمایت او این گروه شکل گرفت . همچنین امیر میلاد نیکزاد تنظیم کننده این گروه می باشد که اکثر تنظیم ها را وی انجام می دهد.

بیوگرافی امیر مقاره

امیر مقاره یکی از اعضای گروه ماکان بند متولد سال 3 دی 1370 است که صدای وی و همچنین چهره طرفدران خاص خود را دارد امیر مقاره موزیسین و خوانندگی را از سنین جوانی آغاز نموده است و همچنین در عرصه مدلینگ هم فعالیت دارد وی در اینستاگرام ۲۱۷ هزار فالور دارد و ادرس اینستاگرام وی amirmaghare_official است.

بیوگرافی ماکان بند

بیوگرافی رهام هادیان

رهام هادیان یکی از خوانندگان مهم گروه ماکان بند در مرداد ماه 1369 متولد شده است. صدای وی زیبا و همچنین دارای حسی عاشقانه است رهام هادیان ترانه ساز و آهنگساز و همچنین خواننده است وی دوست صمیمی امیر مقاره است و در همه عکس های منتشر شده در صفحات مجازی خود این دو خواننده تعطیلات خود و روزهای خود را در کنار یکدگیر هستند وی در اینستاگرام ۷۹ هزار فالور دارد و ادرس اینستاگرام وی rohamhadian_official است.

آهنگها : این گروه تا کنون چندین اهنگ منتشر کرده اند اما به واسطه آهنگهای هر بار این در رو و دلگیری توانستند به خوبی شنیده شوند.

منبع: بیوگرافی ماکان بند

بیوگرافی ماکان بند

معرفی درخت کاکائو

درخت کاکائو

درخت کاکائو، درختی کوچک به طول 4 تا 8 متر است. این درخت همیشه سبز و از خانواده پنیرکیان و بومی نواحی گرمسیر آمریکای جنوبی و مرکزی می باشد. قسمت قابل استفاده این گیاه، بذرهای آن است که داخل غلاف هایی قرار گرفته و پس از فرآوری بصورت پودر کاکائو یا شکلات به بازار عرضه می گردد.
کاکائو، به دانه های چرب تخمیر شده و خشک شده درخت کاکائو اطلاق می شود. این گیاه از نظر خواص و خصوصیات، به قهوه شباهت دارد.
تقریباً 40 درصد از کاکائوی تولید شده در سراسر جهان را سه ناحیه ی ساحل عاج، غنا و اندونزی تولید می کنند. ولی کشورهای هلند و ایالات متحده آمریکا بیشترین تولید فراورده های کاکائو را بر عهده دارند.
خصوصیات گیاهشناسی: درخت کاکائو، درختی همیشه سبز به ارتفاع 4 تا 8 متر و از خانواده Malvaceae (پنیرکیان) می باشد. برگ های این گیاه، متناوب، یکپارچه، بدون لُب، به طول 10 تا 40 سانتیمتر و پهنای 5 تا 20 ساتیمتر است. گل های درخت بصورت خوشه هایی روی تنه اصلی یا شاخه های فصل های قبل تشکیل می شود. این گل ها کوچک و به قطر 1 تا 2 سانتیمتر و دارای کاسه گل صورتی رنگی هستند. درحالیکه بیشتر گل های درختان مختلف توسط زنبور یا پروانه ها گرده افشانی می کنند، گل های درخت کاکائو توسط یک سری حشرات کوچک بال به نام Forcipomyia گرده افشانی انجام می دهند. میوه این گیاه که بصورت غلاف است، 15 تا 30 سانتیمتر طول و 8 تا 10 سانتیمتر عرض دارد. غلاف های رسیده، زردرنگ یا نارنجی رنگ می باشند و حدود 500 گرم نیز وزن دارند. هر غلاف حاوی 20 تا 60 بذر می باشد.
درخت کاکائو برای رشد به سایه نیاز دارد. همچنین باید از وزش باد دور باشد. این درخت به خاک هایی با منافذ زاید و زهکش خوب نیاز دارد و در زمین های پست مرطوب بخوبی رشد نمی کند. این گیاه 4 تا 5 سال پس از کاشت، شروع به میوه دهی می کند. زمانی که گیاه کاکائو به سن محصول دهی رسید، سالانه 6000 شکوفه می دهد، اما تنها 20 غلاف تولید می نماید.
خواص درمانی و کاربردهای صنعتی: از کاکائو برای مصارف مختلف استفاده می کنند. در تهیه ی انواع کیک، انواع نوشیدنی ها و برای تزئین مواد غذایی مختلف از پودر کاکائو استفاده می شود. جدا از خوشمزه بودن و عطر و طعم آن، کاکائو برای سلامتی هم با اهمیت است. این ماده خواص آنتی اکسیدان داشته که ضد سرطان است. کاکائو سه برابر چای سبز، از ابتلا به سرطان جلوگیری می نماید.
کاکائو علاوه بر خوش عطر و طعم بودن، برای حفظ سلامتی نیز مهم است. این ماده خواص آنتی اکسیدان داشته که ضد سرطان است. کاکائو سه برابر چای سبز، از ابتلا به سرطان جلوگیری می نماید.

معرفی درخت کاکائو

همچنین كاكائو به عنوان دارویی انرژی بخش، شادی آفرین و تقویت كننده قلب شناخته می شود. مطالعات نشان می دهد که كاكائو سبب كاهش فشار خون و تنظیم كلسترول بد در خون می گردد. این گیاه به عنوان ضدعفونی كننده و انگل كش نیز مورد استفاده قرار می گیرد. از خواص دیگر كاكائو می توان به خاصیت ادرارآوری، قاعده آوری و سقط كنندگی آن اشاره كرد. در بعضی از نقاط دنیا از كاكائو برای درمان سوختگی، سرفه، خشكی لب ها و چشم استفاده می كنند. كاكائو انرژی بخش بوده و باعث از بین رفتن بی حالی، سختی های زایمان، حاملگی و روماتیسم می شود. محلی ها از كاكائو در درمان مارگزیدگی و جراحت ها نیز بهره می بردند. به علت وجود تانن در پوسته و ریشه كاكائو، فعالیت ضدتوموری برای این گیاه نیز پیش بینی شده است. كاكائوی خالص و تصفیه نشده اثر آنتی اكسیدانی قوی در پیشگیری از بیماری های قلبی و سرطان دارد، اما طی فرآیند شكلات سازی، مقدار زیادی از مواد آنتی اكسیدانی آن از بین می رود. بنابراین می توان گفت شكلات تهیه شده از كاكائو به دلیل انجام فرآیند در كارخانه خواص مفید دانه كاكائوی خالص را ندارد.
آفات و بیماری ها: از جمله آفات و بیماری هایی که می توانند برای کاکائو مشکل ایجاد کرده و خسارت وارد کنند شامل: حشرات برگ خوار بخصوص Sahlbergella singularis و Distantiella theobroma در غرب آفریقا و Helopeltis spp. در جنوب شرقی آسیا و همچنین حشره Conopomorpha cramerella در جنوب شرق آسیا که غلاف میوه را سوراخ می کند، می باشد. موش ها و بندپایان نیز از آفات این درخت محسوب می شوند. بیماری های قارچی که توسط قارچ های Moniliophthora roreri ، Moniliophthora perniciosa، Ceratocystis ، dahliae Verticillium ، Oncobasidium theobromae ایجاد می شود از جمله بیماری های قارچی درخت کاکائو است. از بیماری های ویروسی این گیاه نیز می توان به ویروس موزائیک توتون اشاره کرد.
هشدار: مصرف ناصحیح كاكائو باعث عوارض كبدی و قلبی می شود. كسانی كه طبع گرمی دارند، باید از خوردن بیش از حد كاكائو و محصولات آن خودداری كنند. برای افراد دچار بیماری قند نیز خوردن شکلات های كاكائو ممنوع است.

منبع: معرفی درخت کاکائو

معرفی درخت کاکائو

تعبیر خواب درخت توت


تعبیر خواب توت سفید (شیرین)

محمدبن سیرین گوید: توت شیرین به هنگام خود خوردن، دلیل که به قدر آن از کسب خویش روزی یابد. اگر این خواب به هنگام رسیدن توت بیند، نیکوتر است. اگر نه به وقت آن بود، دلیل بر غم و اندوه کند.

ابراهیم کرمانی گوید: اگر بیند توت شیرین می‌خورد، دلیل که از مردی جوانمرد عطا یابد.

منوچهر مطیعی تهرانی: توت سفید یا توت شیرین نیکو است که در خواب دیده شود. چه بر درخت ببینیم و چه داشته باشیم و بخوریم. البته در غیر فصل هم دیدن توت شیرین بد نیست اما در فصل آن بهتر ذکر شده.

آنلی بیتون می‌گوید: دیدن توت سفید در خواب، علامت آن است که بیمار شدن مانع رسیدن شما به خواسته‌هایتان خواهد شد. برای تسکین روحی شما افرادی به دیدارتان خواهند آمد.

تعبیر خواب خرتوت (شاه توت)

ابراهیم کرمانی: اگر بیند که خرتوت همی خورد، دلیل که غمگین و متفکر شود.

منوچهر مطیعی تهرانی گوید: دیدن توت سرخ یا خر توت در خواب نیکو نیست چه آن را بر درخت مشاهده کنیم و چه داشته باشیم و بخوریم. توت سرخ غم و رنج و بلا و مصیبت است بخصوص اگر در خواب ببینیم که می‌خوریم و ترشی آن را حس می‌کنیم و آزردگی می‌یابیم.

تعبیر خواب درخت توت

مطیعی تهرانی:
اگر در خواب ببینیم که درخت توت در خانه داریم و این درخت سر سبز و گسترده و بارور و برومند است، خانه ما کانون نعمت و رفاه و فراخی و روزی و سلامت خواهد شد. خواب ما می‌گوید ریشه خوشبختی در خانواده مانند ریشه توت کهن گسترده و عمیق است و بر میوه درخت توتی که می‌بینیم سالیان دراز، به اندازه عمر درخت توت، ما را نعمت خواهد داد و کام افراد خانواده را شیرین خواهد کرد و چه بسا نسلی دیگر هم از آن بهره مند شود چون معمولاً درخت توت از نسلی به نسل دیگر می‌رود.
اگر در خواب دیدید که درخت توتی در راهی و رهگذری بود و شما به آن رسیدید و هوس کردید از میوه‌اش چیدید و خوردید نیکو است و خواب شما می‌گوید که خودتان تنها (منهای خانواده) سودی می‌برید و شیرین کام می‌شوید.
اگر در عالم خواب دیدید که شاخه و برگ درخت توت از دیواری گذشته و به کوچه ریخته یا آویخته و شما هنگام عبور از میوه آن درخت کندید و در دهان گذاشتید و شیرینی آن را حس کردید خواب شما می‌گوید سودی می‌برید که سود دهنده را نه می‌شناسید و نه اگر بشناسید او به این سود دهی رضایت می‌دهد. به زبان دیگر دزدانه سود می‌برید.

تعبیر خواب شکستن درخت توت

مطیعی تهرانی: حال اگر شاخه درخت توت را شکسته و توت خوردید خواب شما می‌گوید با آزار و زیان رساندن به دیگران سود می‌برید و کار شما موجب ملال و آزردگی صاحب مال می‌شود که البته از نظر اجتماعی خوب نیست اما از جهت شما خوابی نیکو است.

تعبیر خواب خوردن توت

تعبیر خواب درخت توت

منوچهر مطیعی تهرانی:
چنانچه زنی خانه دار در خواب ببیند که توت می‌خورد از جانب دخترش و دامادش کامروایی و سر فرازی می‌یابد.
اگر زن جوانی این خواب را ببیند باردار می‌شود و دختر می‌آورد.
اگر پدری ببیند که توت شیرین می‌خورد پسرش یا نوه پسری او موجب شیرین کامی وی می‌شوند.
خوردن توت شیرین و سفید برای دختران و پسران جوان مبشر عشق و عاطفه و کامروایی است.
برداشتن و خوردن توت از روی زمین بد نیست اما خوب هم نیست چون مال حرام و مال یتیم تعبیر شده.
آنلی بیتون می‌گوید: خوردن توت سفید در خواب، نشانه نومید شدن و یأس شدید است.

منبع:تعبیر خواب درخت توت

تعبیر خواب درخت توت

بریده ای از شعر درخت آسوریک

بریده ای از شعر درخت آسوریک

درخت آسوریک

درختی رسته‌ است، سراسر کشور شورستان

بُنش خشک است، سرش تر است

برگش به نی ماند، برش ماند به انگور

شیرین بار آورد، برای مردمان

آن درخت بلند، با بز نبرد کرد

که من از تو برترم، به بسیار گونه چیز

رسن از من کنند، که پای تو را بندند

چوب از من کنند، که گردن تو را مالند

میخ از من کنند، که سر تو را آویزند

از بار من خورند، تا سیر(انباشته) شوند

چون آن گفته شد، (به‌وسیله) درخت آسوریک

بز پاسخ کرد، سرفراز جنباند

که تو با من، پیکار می‌کنی ، تو با من نبرد می‌کنی

چون این از کوده‌های من شنیده شود
شود ننگ اوی، سخن هرزه‌ات بیکار کند

درازی، دیو بلند، بشنت(کاکلت) ماند به گیس دیو

که بر سر جمشید، در آن فرخ هنگام

دروغ دیوان، بنده بودند، مردمان

و هم درخت خشک دار بن، سرش زرگون شد

تو از این کرده‌ها، سرت هست زرگون

گرت پاسخی کنم، ننگی گرانم بود

گویندم به افسان، مردمان پارس

بشنو ای دیو بلند، تا من پیکارم

دین ویژه مزدیسنان، که هرمزد مهربان آموخت

جز از من که بزم، کس نتواند شود

چه شیر از من کنند، اندر پرستش یزدان

گو شورون، ایزد، همه چهارپایان

وهم، هوم نیرومند، نیرو، از من است

زه از من کنند، که بندند بر کمان

پیش‌پاره از من کنند، به آبجر و هوز و مانند آن

که خورد شهریار، کوهیار و آزاد

پس من دیگر بار برترم، از تو، درخت آسوریک

اینم سود و نیکی، اینم، دهش و درد

که از من بز برود، در سراسر این پهن بوم

این زرین سخنم، که من به تو گفتم

چنانست که پیش خوک و گراز، مروارید افشانید

یا چنگ زنید، پیش اُشتر مست


منبع: بریده ای از شعر درخت آسوریک

بریده ای از شعر درخت آسوریک

اعمال شب اربعین

نشانه مومن پنج چیز است و یکی از آنها زیارت اربعین و قبر سیدالشهدا (ع) است. از این روی در آستانه اربعین حسینی، هرساله عاشقان زیادی اعم از عرب، عجم، مسیحی، یهود و … پای در مسیر عشق می‌گذارند و راهی کربلای معلی می‌شوند.

پیاده روی اربعین ضمن آداب و نکاتی که به همراه دارد، روز اربعین نیز، دارای اعمال و آدابی است که از زیارت قبور شهدای کربلا، زیارت اربعین آغاز و دیگر اعمال این روز است.

یکی از این آداب سفر به حرم سیدالشهدا (ع) و 72 شهید کربلاست که روایات بسیاری نیز درباره زیارت قبور شهدا بیان شده است.

از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمود: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است:

بجاى آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نافله)، زیارت اربعین (امام حسین)، انگشتر به دست راست نهادن، پیشانى را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را در نماز بلند گفتن.

زیارت امام حسین(ع) و زیارت اربعین از اعمال حسنه اربعین حسینی عنوان شده‌اند.

زیارت مخصوصه در روز اربعین

یکی از مهمترین علل جایگاه ویژه اربعین در میان شیعیان، همین روایت امام حسن عسکری علیه السلام بر فضیلت این روز است که زیارت مخصوص امام حسین علیه السلام در روز اربعین را یکی از نشانه های شیعه بودن مطرح کردند.

تهذیب: از حضرت ابى محمد حسن بن على عسكرى علیه السّلام، روایت است كه فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: پنجاه و یك ركعت نماز، زیارت اربعین، انگشترى در دست راست كردن، پیشانى به خاك مالیدن، و با صداى بلند بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* گفتن.

مأثور از امام و روایت شده چنین‏ كاین پنج خصلت است علامت بمؤمنین‏

اول نماز پنچه و یك ركعت و دوم‏ انـگـشـتــر عقـیـق نـمـودن یـد یـمـیـن‏

سـوم بلند گفتن بسم‏ اللَّه‏ صلاة چهـارم بـخـاك بهـر خـــدا سـودن جـبین‏

پنجم كه حق نصیب كند جمله مرد و زن‏ بـوسـیـدن مزار حسـیـــن روز اربـــعـیــن‏

بخاطر همین بسیاری از شیعیان از اقصا نقاط جهان سعی دارند در اربعین خود را به قبر امامشان در کربلا برسانند و آنهایی هم که شرایط سفر ندارند آرزوی چنین زیارتی در دل دارند.

ائمه علیهم السلام برای ادامه این مسیر و از یاد نرفتن قیام خونین کربلا این روز را بزرگ شمرده و از اولین زائر حسینی یعنی جابر بن عبدالله انصاری – که در اولین اربعین خود را به قبر شهدای کربلا رساند – تجلیل کردند. و کم کم روایات بسیاری در زمینه ثواب زیارت امام حسین علیه السلام در روزهای خاص و در تمام طول سال نقل شد.

زیارت وداع اربعین

اعمال شب اربعین

سید بن طاووس رحمه اللّه گفته است که من براى زیارت اربعین وداعى یافته‌ام که مخصوص است به این زیارت. باید که بایستى پیش روى ضریح و بگویى:

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَى وَصِیِّ رَسُولِ اللَّهِ.

سلام بر تو اى پسر رسول خدا! سلام بر تو اى پسر على مرتضى جانشین رسول خدا!

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ الْحَسَنِ الزَّکِیِّ.

سلام بر تو اى پسر فاطمۀ زهرا سرور زنان جهان! سلام بر تو اى وارث امام حسن پاک!

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ.

سلام بر تو اى حجت خدا در زمین و گواه او بر آفریده‌ها!

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الشَّهِیدَ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلَایَ وَ ابْنَ مَوْلَایَ

سلام بر تو اى ابا عبد اللّه شهید! سلام بر تو اى مولاى من و پسر مولاى من!

أَشْهَدُ أَنَّکَ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاةَ، وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ

گواهى مى‌دهم که تو نماز را به پا داشتى و زکات دادى و امر به معروف و نهى از منکر کردى

وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکَ أَتَیْتُکَ

و در راه خدا جهاد نمودى تا این‌که امر یقین تو را فرارسید و نیز گواهى مى‌دهم که تو دلیل روشن از سوى پروردگارت داشتى؛ و اگر از دور زیارت کند باید بگوید:

توجّهت إلیک یَا مَوْلَایَ زَائِراً وَافِداً رَاغِباً مُقِرّاً لَکَ بِالذُّنُوبِ.

اى مولاى من! اکنون من به عنوان زایر، واردشونده، گراینده، اقرارکنندۀ به گناه و گریزان از خطا.

هَارِباً إِلَیْکَ مِنَ الْخَطَایَا لِتَشْفَعَ لِی عِنْدَ رَبِّکَ.

به درگاه تو آمده‌ام تا در نزد پروردگارت از من شفاعت کنى.

یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ حَیّاً وَ مَیِّتاً، فَإِنَّ لَکَ عِنْدَ اللَّهِ مَقَاماً مَعْلُوماً وَ شَفَاعَةً مَقْبُولَةً.

اى پسر رسول خدا! درود خدا بر تو در حال حیات و مرگ تو، زیرا تو در نزد خدا از مقام معلوم و شفاعت مورد پذیرش برخوردارى.

لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَکَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ هتک حَرَمَکَ وَ غَصَبَ حَقَّکَ.

خداوند کسانى را که به تو ستم نموده‌اند لعنت کند و نیز کسانى را که تو را محروم نموده، حقت را غصب نموداند لعنت کند

وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ خَذَلَکَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ دَعَوْتَهُ فَلَمْ یُجِبْکَ وَ لَمْ یُعِنْکَ

و قاتلان تو را لعنت کند و آنان را که دست از یارى تو کشیدند لعنت کند و آنان را که خواندى و به تو پاسخ مثبت ندادند و تو را یارى نکردند لعنت کند

وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ مَنَعَکَ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ وَ حَرَمِ أَبِیکَ وَ أَخِیکَ

و نیز کسانى را که از رفتن تو به سوى حرم خدا و حرم رسول خدا و حرم پدر و برادرت جلوگیرى کردند لعنت کند

وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ مَنَعَکَ مِنْ شُرْبِ مَاءِ الْفُرَاتِ لَعْناً کَثِیراً یَتْبَعُ بَعْضُهَا بَعْضاً؛

و کسانى را که تو را از نوشیدن آب فرات منع کردند بسیار و پى‌درپى لعنت کند.

اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عَالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ.

خدایا! اى پدیدآورندۀ آسمان‌ها و زمین! داناى پنهان و آشکار!

أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبَادِکَ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ، وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.

تو بین بندگانت در آنچه اختلاف دارند حکم مى‌کنى و زود است آنانى که ظلم کردند بدانند کدامین جایگاه بازگشتشان است.

اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیَارَتِهِ، وَ ارْزُقْنِیهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ حَیِیتُ یَا رَبِّ.

خدایا این زیارت را آخرین عهدم از زیارت قرار مده و همیشه برایم تا وقتى که باقى و زنده هستم روزى‌ام گردان، اى پروردگار!

وَ إِنْ مِتُّ فَاحْشُرْنِی فِی زُمْرَتِهِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛

و اگر مردم مرا در گروه ایشان محشور فرما، اى مهربان‌ترین مهربانان!

و اگر زیارت آخر روز عاشورا را در این روز نیز بخواند مناسب است و بدان که مشهور آن است که سبب تأکید زیارت آن حضرت در این روز آن است که حضرت امام زین العابدین علیه السّلام با سایر اهل بیت (ع) در این روز بعد از مراجعت از شام به کربلاى معلى وارد شدند و سرهاى مقدّس شهدا را به بدن‌هاى ایشان ملحق کردند و این بسیار بعید است.

از جهات بسیار که ذکر آن‌ها موجب تطویل است؛ و بعضى گفته‌اند در این روز اهل بیت (ع) وارد مدینۀ طیبه شدند و این نیز بسیار بعید است، و بعضى گفته‌اند که شاید حضرت امام زین العابدین (ع) به اعجاز و طىّ الارض، مخفى به کربلا رفته باشد از شام و سر‌ها را به بدن‌ها ملحق کرده باشد و این ممکن است، امّا روایتى در این باب به نظر نرسیده است، بلکه بعضى از روایات منافاتى فى الجمله به این دارد و وجهى که از احادیث ظاهر مى‌شود آن است که اوّل کسى که از صحابه حضرت رسالت (ص) به زیارت آن حضرت مشرّف شد، جابر بن عبد اللّه انصارى بود و او در این روز به کربلا رسید و آن حضرت را با شهدا زیارت کرد و، چون جابر از اکابر صحابه بود و اساس این امر عظیم را گذاشت، مى‌تواند بود که سبب مزید فضل زیارت آن حضرت در این روز شده باشد و شاید وجوه دیگر داشته باشد که بر ما مخفى باشد و چون فرمود: ه‌اند که در این روز زیارت کنیم، باید کرد و تفحّص سببش ضرور نیست.

منبع:اعمال شب اربعین

اعمال شب اربعین

عکس تسلیت اربعین حسینی

عکس تسلیت اربعین

عکس تسلیت اربعین حسینی

منبع: عکس تسلیت اربعین حسینی

عکس تسلیت اربعین حسینی

پیامک اربعین حسینی

اس ام اس اربعین حسینی

بسوز ای دل که امروز اربعین است / عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت /سراسر درس، بهر مسلمین است
اربعن حسینی تسلیت باد

/////////////////////////////////////////////////////

به یاد کربلا دل‏ها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است . . .

/////////////////////////////////////////////////////

بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن / جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن
شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن / جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین . . .

/////////////////////////////////////////////////////

امام صادق-ع: آسمان چهل روز در عزای حسین-ع گریست . . .
اربعین حسینی برشما و خانواده ی محترمتان تسلیت

/////////////////////////////////////////////////////

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . . .

/////////////////////////////////////////////////////

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم

/////////////////////////////////////////////////////

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است . . .

/////////////////////////////////////////////////////

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد / دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد …

/////////////////////////////////////////////////////

ای به دل بسته ، قدری آهسته / کن مدارا با ، زینب خسته …
یا حسین مظلوم …

/////////////////////////////////////////////////////

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن / تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه / شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه / سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …

پیامک اربعین حسینی

/////////////////////////////////////////////////////

آبروی حسین به کهکشان می ارزد / یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست / گفتا که حسین بیش از آن می ارزد . . .

منبع: پیامک اربعین حسینی

پیامک اربعین حسینی

متن ادبی در مورد اربعین حسینی

اربعین حسینی

از پرهاى سوخته و خیمه هاى خاکستر، چهل روز مى گذرد؛ از شانه هاى بى تکیه گاه و چشم هاى به خون نشسته، از لحظاتى که سیلى مى وزید و صحرا در عطشى طولانى، ثانیه هایش را به مرگ مى بخشید.
حالا چهل روز است که مرثیه هامان را در کوچه هاى داغ، مکرر مى کنیم.
چهل شب است که بر نیزه شدن آفتاب را سر بر شانه هاى آسمان مى گرییم. «اى چرخ! غافلى که چه بیداد کرده اى».
از شام تا کربلا
از کربلا تا شام، حکایت سرهاى جسور شماست که شمشیرها را به خاک افکند.
من از روایت خونابه و خنجر مى آیم؛ از شعله هاى به دامن نشسته و فریادهاى بى یاورى.
امروز، اربعین خورشید است. نگاه کن چگونه پرندگان، بر شاخه هاى درختان روضه مى خوانند؛ چگونه ابرها، فشرده فراقى عظیم، پهنه زمین را مى بارند!
رفته اید و پس از شما، جاده ها، اسیر زمستانى همیشگى اند. پرواز ناگهان شما آتشى است که هرگز فرو نمى نشیند.
زخم عاشورا همیشه تازه است
پاییز را دیده اى، چگونه نوباوگان تابستان را به زمین مى ریزد و سر و روى جهان را به زردى مى نشاند؟! اکنون دیرى است که پروانه هاى هاشمى مان را شعله هایى یزیدى، بر تپه هاى خاکستر فرو ریخته اند.
دیرى است که گیسوان کودکى رقیه را بادهاى یغماگر، با خویش برده اند.
زمین، پاییزش را از یاد مى برد، اما زخم عمیق عاشورا را هرگز.
سال ها مى گذرد و ما همچنان سوگ کبوترانى آزاده را بر سینه مى کوبیم.
اربعین لاله ها
نزهت بادى
بشیر!
وقتى به مدینه النبى رسیدیم، مبادا کسى جلوى قافله اسراى کربلا، گوسفندى را سر ببرد! این کاروان، از سفر چهل روزه با سرهاى بریده بر بالاى نى مى آید.
نگذار هیچ لاله اى را در رثاى شهدایمان پرپر کنند! سراسر خاک کربلا، پر بود از گلبرگ هاى خونین و پاره اى که از هر سو مرا صدا مى زدند: «أخَىَّ اخَّى».
اجازه نده کسى بر سر و رویش خاک بریزد؛ هنوز باد، گرد و خاک کوچه هاى کوفه و شام را از سر و روى زنان و کودکان عزادار نربوده است.
این صورت هاى کبود و دست هاى سوخته، نیازى به گلاب افشانى ندارند؛ هنوز اربعین گل هایى که با تشنه کامى بر خاک و خون افتادند، نگذشته است.
بگو پاى برهنه به استقبالمان نیایند؛ این کاروان پر است از کودکانى که پاى پرآبله دارند.
سفارش کن شهر را شلوغ نکنند و دور و برمان را نگیرند، ما از ازدحام نگاه هاى نامحرم و بیگانه بازگشته ایم.
بگذار آسوده ات کنم بشیر!
دل زینب علیهاالسلام براى خلوت مزار جدش پر مى کشد تا به دور از چشم خونبار رباب و سکینه و سجاد علیه السلام و این کاروان داغدار، پیراهن کهنه و خونین حسین علیه السلام را بر سر و روى خویش بنهد و گریه هاى فرو خورده چهل روزه اش را یک سره رها سازد.

متن ادبی در مورد اربعین حسینی

منبع: متن ادبی در مورد اربعین حسینی

متن ادبی در مورد اربعین حسینی

زیارت اربعین حسینی

متن کامل زیارت اربعین به شرح زیر است:

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَنَجیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ

اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ

بِطیبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَقآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَذآئِداً مِنْ الْذادَةِ وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاْنْبِیاَّءِ

وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ مِنَ الاْوْصِیاَّءِ فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَمَنَحَ النُّصْحَ وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ

عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَقَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَباعَ حَظَّهُ بِالاْرْذَلِ الاْدْنى وَشَرى

آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاْوْکَسِ وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فى هَواهُ وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ وَاَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ

الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَحَمَلَةَ الاَوْزارِ الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِکَ فى

طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ

اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ سَیِّدِ الاْوْصِیاَّءِ اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَمَضَیْتَ حَمیداً

وَمُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَاَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ

وَاَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ وَجاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ وَلَعَنَ اللهُ مَنْ

ظَلَمَکَ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُکَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَعَدُوُّ لِمَنْ

عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فىِ الاَصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ

لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها وَاَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ

وَاَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ وَاَشْهَدُ اَنَّکَ الاْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّکِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ

وَاَشْهَدُ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوى وَاَعْلامُ الْهُدى وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا

وَاَشْهَدُ اَنّى بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَبِاِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَخَواتیمِ عَمَلى وَقَلْبى لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَاَمْرى

لاِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَنُصْرَتى لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ

وَعلى اَرْواحِکُمْ وَاَجْسادِکُمْ وَشاهِدِکُمْ وَغاَّئِبِکُمْ وَظاهِرِکُمْ وَباطِنِکُمْ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

ترجمه زیارت اربعین:

زیارت اربعین حسینی

سلام بر ولی خدا و دوست او سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر حسین مظلوم و شهید سلام بر آن بزرگواری که به گرفتاریها اسیر بود و کشته اشک روان گردید؛خدایا من براستی گواهی دهم که آن حضرت ولی (و نماینده) تو و فرزند ولی تو بود و برگزیده ات و فرزند برگزیده ات بود که کامیاب شد.

به بزرگداشت تو، گرامیش کردی بوسیله شهادت و مخصوصش داشتی به سعادت و برگزیدی او را به پاکزادی و قرارش دادی یکی از آقایان (بزرگ) و از رهروان پیشرو و یکی از کسانی که از حق دفاع کردند.

و میراث های پیامبران را به او دادی و از اوصیایی که حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادی او نیز در دعوت مردم جای عذر و بهانه ای (برای کسی) نگذارد و بی دریغ خیرخواهی کرد و جان خود را در راه تو داد؛تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانی و سرگردانی (در وادی ) گمراهی و چنان شد که همدست شدند بر علیه آن حضرت کسانی که دنیا فریبشان داد و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهای پست ناچیزی و بداد آخرتش را در مقابل بهایی اندک و بی مقدار و بزرگی کردند.

و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند، و تو و پیامبرت را به خشم آوردند و پیروی کردند از میان بندگانت آنانی را که اهل دو دستگی و نفاق بودند و کسانی را که بارهای سنگین گناه بدوش می کشیدند و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (که چنان دید) با شکیبایی و پاداش جویی با آنها جهاد کرد تا خونش در راه پیروی تو ریخت و حریم مقدسش شکسته شد.

خدایا آنان را لعنت کن به لعنتی و بال دار و عذابشان کن به عذابی دردناک سلام بر تو ای فرزند رسول خدا سلام بر تو ای فرزند آقای اوصیاء گواهی دهم که براستی تو امانتدار خدا و فرزند امانت دار اویی سعادتمند زیستی و ستوده از دنیا رفتی و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتی.

و نیز گواهی دهم که خدا براستی وفا کند بدان وعده ای که به تو داده و به هلاکت رساند هرکه را که دست از یاریت برداشت و عذاب کند کسی که تو را کشت و گواهم دهم که تو به خوبی وفا کردی به عهد خدا و جهاد کردی در راه او تا مرگت فرا رسید.

خدا لعنت کند کسی که تو را کشت و خدا لعنت کند کسی که به تو ستم کرد و خدا لعنت کند مردمی که شنیدند جریان کشتن و ستم تو را و بدان راضی بودند خدایا من تو را گواه می گیرم که من دوست دارم هر که او را دوست دارد و دشمنم با هر که او را دشمن دارد. پدرم و مادرم به فدایت ای فرزند رسول خدا گواهی دهم که تو براستی نوری بودی در پشت پدرانی بلند مرتبه و رحم هایی پاکیزه که آلوده ات نکرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگیهایش و در برت نکرد از لباس های چرکینش.

و گواهی دهم که براستی تو از پایه های دین و ستون های محکم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ایمانی و گواهی دهم که تو براستی پیشوای نیکوکار با تقوا و پسندیده و پاکیزه و راهنمای راه یافته ای و گواهی دهم که همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوی و نشانه های هدایت و رشته های محکم (حق و فضیلت) و حجت هایی بر مردم دنیا هستند. و گواهی دهم که من به شما ایمان دارم و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب کردارم و دلم تسلیم دل شما است و کارم پیرو کار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آنکه خدا در ظهورتان اجازه دهد.

پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهای خدا بر شما و بر روان های شما و پیکرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشکارتان و نهانتان آمین ای پروردگار جهانیان. پس دو رکعت نماز می کنی و دعا می کنی به آنچه می خواهی و برمی گردی.

منبع:زیارت اربعین حسینی

زیارت اربعین حسینی

دکلمه اربعین حسینی

دکلمه در مورد اربعین حسینی

سر سفرت منو نشوندی حسین

نمکت رو به من چشوندی حسین

اونقدر اقایی که این بده رو

توی روضت بازم کشوندی حسین

——————————————–

بعد از کشیدن جزء جزء کــربـلا

حالا نوبت به رنگ زدن خدا می رسد

از بین رنگها انتخاب می کند

سرخی را برای محاسن حسین

و سفیدی را برای موی زینب.
———————————————————————–
سکوتی غریب و دلگیر تمام فضای کربلا را فرا گرفته است

و سیاهی شب وادی طف را در مشت

و فقط باد گرمی از سوی فرات به خیمه ها می وزد

، هر از چندی صدای قهقهه کودکی که مادری را به بازی گرفته است

سکوت را بر هم می زند

عباس علمدار سپاه حسین کمی آنطرفتر با زهیر قدم میزند

و از رزم فردا می گوید

و گهگاه لبخندی مردانه همزمـان بـر لبـان هر دوشان می نشیند

و هر دو خوب می دانند که فردا چشمهای امید بسیاری

بر بازوان این دو دوخته خواهد شد

حبیب آتشی بر افروخته و در پناه روشنایی آن شمشیرش را صیقل می دهد

و زیر لب زمزمه کنان شعر می خواند

و پیداست خویشتن را مخاطب کلماتش قرار داده

و برای فردا آماده می شود

بریر با فاصله کمی از حبیب آرام آرام قرآن می خواند

و قطرات اشکش همچون دانه های الماس بر گونه هایش می لغزد

و زمین تشنه کربلا را سیراب میکند

، گاه سر از گریبان میگیرد و با گوشه چشم حبیب را می نگرد

و باز مشغول تلاوت می گردد

سالار شهیدان بخوبی می دانست

که مسئله وداع را بایستی بر خواهر تصویر کند

خواهرش را به آرامی صدا کرد

پرده خیمه بالا رفت و زینب با دیدن برادر چون همیشه خندید

زینب از خیمه بیرون آمد و با اینکه می دانست برادرش خبر خوشی برایش ندارد

گوش جان به سخنان حسین سپرد

، سخن از دلتنگی ها بود و درخواست تحمل .

سخن گفتن با تو هیچگاه تا این اندازه برایم دشوار نبوده است

، خواهرم کلمات بسختی برای ادای سخن بدام زبان می افتد

و اگر نبود مسئولیت سنگینی که بر دوش توست

بخدا قسم هیچگاه حاضر نمی شدم فشار و اندوهی را بر قلبت تحمل کنم ،

زینبم بیش از پنجاه سال است که مرا می شناسی

و خیلی خوب می دانی که چقدر برایم عزیز هستی ،

تو برای من تنها یک خواهر نبوده ای ،

دردهای سنگین دلم را همیشه با تو می گفتم

و سخنان زیبای تو همیشه مرهم زخمهای دلم بود زینب جان ،

وقت تنگ است و تا به صبح چیزی نمانده است ،

از صبح که نبرد در می گیرد تمامی زنان و کودکان حرم را در خیمه ای گرد آور

و خود مواظبشان باش تا احدی از خیمه خارج نشود ،

نظاره اجساد خون آلود شهیدان شاید برای همگان قابل تحمل نباشد

زنان شوی مرده را آرامش بده و کودکانشان را در آغوش بگیر

و مگذار شیون طفلی به خیمه های عمر سعد برسد ،

، خواهرم با اشکهایت بی صبرم مکن

، مبادا فردا وقتی نوبت من فرا رسد از خود بیخود شوی

و در پی ام به میدان آیی ، جان حسینت تحمل کن

۸۴ زن و کودک جز تو پناهی نخواهند داشت ،

استوار باش نمیگویم گریه نکن نه ، ولی بیصدا

حتی صدای شکستن بغضت را جز خدا نباید بشنود .

خواهرم ، کودکانم را بسیار مواظبت کن

آنها پس از من به خیمه ها یورش می آورند

و به قصد غارت بر طفلان نیز رحمی نمی کنند ،

من تا توانسته ام خارهای این اطراف را چیده ام

تا به هنگام فرار ، گامهای بچه ها را جراحتی نرسد .

زینبم درباره رقیه به تو سفارش می کنم ،

بعد از اصغر او را بسیار دلتنگ خواهی یافت

بیش از هر کس به او بپرداز ، هر گاه از فراز شتری بر زمین میافتد

پیاده شو و آرامش کن .
—————————————————————————
و فردا

زینب خوب مي دانست که اين آخرين تصويرهائي است که مردمک چشمش از حسين (ع) بر ميدارد ،

يک لحظه نگاه از او نميگرفت ،

برادر به خيمه ها سر کشي ميکرد ،

باز مي گشت و با باقي مانده سپاه نورش سخن ميگفت ،

فرزندان خردسالش را نوازش ميکرد ،

گهگاهي هم براي چند لحظه بر تيرک خيمه اي تکيه ميداد و نفسي تازه ميکرد ،

و زينب يک آن از او غافل نبود ،

روز اولي که زینب به دنيا آمد پيامبر در آغوشش کشيد و زینب گريه ميکرد ،

قنداقه اش را بدست پدرش علي دادند دختر همچنان ميگريست ،

مادر مهربانش او را به سينه چسباند ، چشمان کوچکش امان نميداد

امام حسن دو ساله نوازشش کرد فايده اي نداشت ،

زينب را در آغوش حسين يک ساله گذاردند ،

صداي ضربان قلب حسين آرامش کرد و گريه قطع شد

و نو رسيده زهرا در آغوش برادر به خواب رفت

و يا آنگاه که عبدالله جعفر براي ازدواج با او با اميرالمومنين سخن مي گفت ،

فرمود :

به عبدالله بگوئيد به شرطي که : ازدواج ما سبب دوري از برادرم نگردد ،

در هر سفر که او رود من نيز با او باشم .

و اکنون حسينش براي هميشه از او فاصله مي گرفت ،

از يک سو جذبه عشقي مقدس او را بدنبال برادر ميکشاند

و از سوي ديگر مسئوليت سرپرستي دهها زن و کودک ،

و سنگين تر از آن رسالت ابلاغ پيام خون برادر او را بر جاي ميخشکاند ،

حسين سوار بر اسب آرام آرام در افق صحرا محو مي شد ،

هيچگاه چون اين لحظه اينقدر در عشق يک ديدار بي تاب نبود

که امام عالمیان به فريادش رسيد ،

سفارش آخرين مادرش زهرا چون تحفه اي الهي تمام فضاي خاطرش را به شوقي کشيد ،

بي درنگ به دنبال برادر دويد و از ناي جان فرياد ميزد که

« مهلاً مهلا ، يابن الزهرا » ، اي پسر فاطمه لحظه اي درنگ کن ،

تو گوئي امام شهيدان نيز منتظر همين يک صدا بود ،

پاي اسب بر زمين خشکيد ، حسين با عجله روي بسمت خيام و بلافاصله از اسب به زير آمد ،

اکنون خواهر و برادر دور از همه ، با هم راز ميگويند :

« يا حسين ، مادرم گفته بود که در چنين لحظه اي زير گلويت را ببوسم » ،

حسين لبخندي زد و به آسمان خيره شد تا خواهري که اکنون در آتش فراق آب مي شد بر حنجره اش بوسه زند

و باز سوار رو به ميدان براه افتاد .

خواهر آرام آرام اشک ميريخت و تا حسين در خيل سپاه عمر سعد گم نشد به خيام باز نگشت ،

به فرمان برادر هيچ کس حق ندارد از خيام بيرون آيد ،

زينب سعي دارد در پيش چشم اهل حرم خسته و نالان ننماياند ،

کنار کودکي از فرزندان شهدا زانو ميزد و با لبخند نوازشش ميکرد ،

اما خدا ميدانست که در دل خود چه طوفان غمي دارد .

هر گاه طول خيمه را ميپيمود بي اراده از در چادر ، نگاهي بسوي ميدان مي افکند

و چيزي زير لب زمزمه ميکرد ،

مدتي بود که ديگر تکبير حسين بگوش نميرسيد ،

که ناگاه صداي شيون غريبي ،

او را متوجه بيرون خيام کرد ،

اهل حرم چيزي ديده بودند و از غم بر سر و سينه ميکوفتند ،

سراسيمه پرده خيمه را کنار زد ، اسب سفيد حسين بود بدون سوار و خسته ،

خون سرخ تک سوار شهادت يالش را خضاب کرده بود ،

زينب بي درنگ به سمت گودال قتلگاه ميدويد ،

گوئي عشق در برابر عقل قدرت نمائي ميکرد ،

دختر حسين آرام صورت اسب را ميان دستان کوچکش گرفت :

« اي ذوالجناح ميدانم چه پيامي داري ، اما سئوالم را پاسخ ده ،

آيا پدر مظلومم با لب تشنه جان داد يا نه ؟ … »

اکنون ميرفت تا جانسوزترين صحنه آفرينش به روي پرده وجود آيد .

گامهاي زينب لحظه اي بر فراز تلي که بعدها بنام خود او نامگذاري شد قرار گرفت ،

چشم بر گودال دوخت ، از دور صحنه اي را ديد که هرگز قصد باورش را نداشت

با عجله به سمت پیکر حسين سرازير شد

در چند قدمي جسم خونين ابي عبدالله ايستاد

و بعد آرام آرام و با احترامي شگرف بطرف برادر گام زد .

اي آسمان کربلا تو شاهدي که در آن لحظه بر زينب چه گذشت ،

زانوانش که ديگر تاب ايستادن نداشت بر بالين حسين بر زمين بوسه زد

و همانگونه که با قطرات اشکش بدن خونين حسين را شستشو ميداد ،

با پنجه هاي لرزانش نيزه هاي شکسته را کنار ميزد

و زير لب فقط يک ندا : « انت اخي وا محمدا واعليا » ،

دکلمه اربعین حسینی

——————————————————————————–

قريب بر 360 ضربه شمشير و نيزه ، از يک پيکر چه باقي ميگذارد ،

زينب ، به ياد آورد زماني را که پيامبر حسين خردسال را بـر دوش ، ميگرفت

و در کوچـه هاي باريک مـدينـه مدام فرياد ميزد : « حسين از منست و من از حسين » ،

و اکنون بوسه گاه پيامبر با تير سه شعبه دريده شده بود ،

به رسم حجت و وداع براي بوسيدن روي برادر تصميم گرفت که …. اما نه ، خداي من ….

ناچار خم شد و لبها را به رگهاي بريده مردي گذارد که 1400 سال بعد

عاشقان نوجوانش پیشانی بند عشق او بر سر بسته

و براي انتقام خون پاکش تمام بيابانهاي جنوب ايران را به آتش عشق کشيدند .

آنها به شوق وصال او در نيمه هاي شب از اروند گذشته

و سه راه شهادت را در شلمچه براي عشق به يادگار گذاردند ،

و از خاکريزهاي بوي خون گرفته عبور کردند ،

———————————————————-

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

چون شیشه عطری که درش گمشده باشد

منبع: دکلمه در مورد اربعین حسینی

دکلمه در مورد اربعین حسینی